به گزارش خبرگزاری حوزه، چهاردهمین نشست پیشهمایش «امتداد اجتماعی عرفان در ساحت تمدنی» با موضوع «معنویتِ پیشبرنده؛ واکاوی امتداد اجتماعی عرفان در اندیشه تمدنی امام شهید» و با سخنرانی دکتر احمد شاکرنژاد، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی و مدیر سابق پژوهشکده اخلاق و معنویت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد.
در این نشست، مفهوم «معنویت تمدنی»، شاخصهای آن در اندیشه تمدنی شهید امام خامنهای و نسبت آن با عدالت، آزادی معنوی، معیشت، مسئولیت اجتماعی و اراده مردم بررسی شد. همچنین، حاضران درباره چالش نسبت میان حفظ ساختارهای دینی و فراهمکردن زمینه رشد معنوی و انتخاب آزادانه افراد به گفتوگو پرداختند.
معنویت تمدنی؛ فراتر از تجربه فردی
شاکرنژاد در آغاز سخنان خود، با اشاره به مقالهای که درباره معنویت از دیدگاه شهید آیتالله العظمی خامنهای نوشته است، به چرایی کاربرد محدود واژه «عرفان» در آثار و بیانات ایشان پرداخت.
وی افزود: تعبیر «معنویت» ظرفیت بیشتری برای صورتبندی ابعاد اجتماعی و تمدنی این مفهوم دارد و امکان طرح افقی فراتر از عرفان فردی و اجتماعی را فراهم میکند.
وی با اشاره به تقسیمبندی فیلیپ شلدریک از گونههای معنویت توضیح داد: در این تقسیمبندی، معنویت زاهدانه بر رهایی از دلبستگیهای دنیوی، معنویت عارفانه بر شناخت و شکوفایی قابلیتهای معنوی و معنویت خدمتمحور بر خدمت به دیگران و رشد معنوی در بستر اجتماع تأکید دارد. در جهان معاصر نیز گونهای از معنویت با رویکرد انتقادی شکل گرفته است که تغییر ساختارهای مانع شکوفایی معنوی انسان را دنبال میکند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی، با طرح ایده «معنویت تمدنی» بهعنوان صورتبندی پیشنهادی خود از مجموعه بیانات شهید امام خامنهای، گفت: میتوان با کنار هم قرار دادن مفاهیم مرتبط با معنویت و تمدن در اندیشه ایشان، از سطح معنویت اجتماعی فراتر رفت و به مفهومی رسید که در آن، تجربه قدسی، زندگی جمعی، تاریخ و افق آینده در پیوند با یکدیگر قرار میگیرند.
شاکرنژاد در تبیین این مفهوم تأکید کرد که «معنویت تمدنی» را نباید با «تمدن معنوی» یکسان دانست و توضیح داد: تمدن معنوی بستری است که در آن، ابعاد معنوی در کنار دیگر عناصر تمدن شکل میگیرند؛ اما معنویت تمدنی، یکی از ثمرات چنین بستری است که ویژگیهای خاص خود را دارد.
وی برای روشنشدن این تمایز، به تفاوت میان برداشتهای معنوی در تمدنهای مختلف اشاره کرد و گفت: محصول معنوی هر تمدن، از مبانی و جهتگیریهای همان تمدن تأثیر میپذیرد.
شاخصهای معنویت تمدنی
این پژوهشگر، معنویت تمدنی را فرایندی برای معنایابی قدسی و شکوفایی استعدادهای روحی دانست که از تجربه و تحول فردی فراتر میرود و در بستر حیات تاریخی و جمعی، برای گسترش عدالت، کرامت، خدمت و مسئولیت و ساختن آیندهای متعالی تلاش میکند.
وی اظهار داشت: یکی از ویژگیهای اصلی این معنویت، معنایابی در بستر روح جمعی و پیوند با تجربه تاریخی و افق انتظار است. در این نگاه، معنویت صرفاً به تجربه درونی افراد محدود نمیشود، بلکه با وضعیت جامعه، آینده آن و امکان شکوفایی استعدادهای معنوی انسانها ارتباط دارد.
شاکرنژاد با تأکید بر پیوند معنویت و معیشت، عدالت و مبارزه با استکبار، اظهار کرد: در این چارچوب، مسئله تنها رشد معنوی فرد نیست؛ بلکه باید موانعی را نیز شناخت که امکان رشد آزادانه انسانها را محدود میکنند. از این منظر، فراهمکردن زمینه شکوفایی استعدادهای معنوی برای افراد، با عدالت و فراهمبودن فرصتهای برابر ارتباط دارد.
وی همچنین به نقش سازوکارهای عملی در تقویت معنویت اشاره کرد و اعتکاف، ماه مبارک رمضان و شبهای قدر را از جمله زمینههایی دانست که در بیانات شهید آیتالله العظمی خامنهای برای رشد معنوی مورد توجه قرار گرفتهاند.
او در ادامه، «جهاد کبیر» را نیز از مفاهیم مهم در این چارچوب معرفی کرد و توضیح داد که کنش اجتماعی باید افزون بر پاسخگویی به نیازهای کنونی مردم، به مسائل و چالشهای آینده آنان نیز توجه داشته باشد.
تجربههای اجتماعی و ظهور معنویت تمدنی
شاکرنژاد در ادامه، به بررسی کنشهای اجتماعی در جریان جنگ ۳۹روزه پرداخت و گفت که برای شناخت انگیزههای افرادی که در این رویدادها مشارکت داشتند، از بررسی دادههای فضای مجازی با روش «نتنوگرافی» استفاده کرده است.
وی خاطرنشان کرد: در این بررسی با افرادی مواجه شده که از نظر ظاهری یا میزان التزام به برخی مناسک و هنجارهای دینی، با الگوهای رایج دینداری تفاوت داشتند، اما در صحنه اجتماعی حضور پیدا کرده بودند.
وی توضیح داد که در تحلیل این دادهها، افزون بر پیوند با هویت تاریخی و آینده ایران، نشانههایی از افق قدسی، احساس تکلیف دینی و مسئولیت در برابر شهدا و آینده معنوی جامعه مشاهده کرده است.
شاکرنژاد با اشاره به اظهارات برخی از این افراد، از جمله زنانی که خود را در برابر مسیر شهدا و آینده کشور مسئول میدانستند، این پرسش را مطرح کرد که چگونه میتوان چنین کنشهایی را در چارچوب مفهوم معنویت تمدنی فهم کرد.
این پژوهشگر، محبت و خیرخواهی، توجه به کرامت انسانی و آزادگی را نیز از مؤلفههای مهم این تجربهها برشمرد و بر ضرورت توجه به اراده و انتخاب افراد تأکید کرد.
وی یادآور شد: در شکلگیری تمدن، نمیتوان نقش اراده مردم را نادیده گرفت و تمدن مطلوب صرفاً با تصمیمگیری از بالا شکل نمیگیرد؛ بلکه مردم باید خود در فرایند شکلگیری آن مشارکت کنند.
چالش میان کرامت انسانی و حفظ ساختارهای دینی
بخش دیگری از سخنان شاکرنژاد به مسئله نسبت میان آزادی معنوی، کرامت انسانی و حفظ ساختارهای دینی اختصاص داشت.
وی با اشاره به حضور افرادی با ظواهر متفاوت در برخی تجمعات اجتماعی گفت: ممکن است فردی در عین مشارکت در کنشهای اجتماعی و مخالفت با ظلم و سلطه، در برخی رفتارها یا برداشتها با ساختارهای مرسوم دینداری فاصله داشته باشد. پرسش این است که چگونه میتوان این وضعیت را فهم کرد و میان حفظ ارزشها و فراهمکردن زمینه رشد و انتخاب افراد نسبت برقرار ساخت.
وی با تأکید بر اینکه اراده و اختیار افراد در این بحث اهمیت دارد، خاطرنشان کرد که توجه به اراده شخصی به معنای تأیید همه رفتارها نیست؛ همانطور که نمیتوان صرف تفاوتهای ظاهری را مبنای داوری قطعی درباره انگیزهها و سرنوشت معنوی افراد قرار داد.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: برای تشخیص مرز میان کنش سازنده و مخرب، به معیارها و الگوهای روشن نیاز است تا برخوردها به تشخیصهای سلیقهای وابسته نماند.
شاکرنژاد در پاسخ به این پرسش که چگونه میتوان هم آزادی معنوی را به رسمیت شناخت و هم نهادهای دینی و شریعت را حفظ کرد، تصریح کرد که برای این مسئله راهکار نهایی در اختیار ندارد و حل آن به پژوهش جدی نیازمند است.
وی بر ضرورت پرهیز از بستن همه مسیرهای نقد تأکید کرد و گفت: نقد ساختارها باید با توجه به حوزه تخصصی و با معیارهای متناسب صورت گیرد.
وی همچنین به برخی تعبیرهای بهکاررفته در میان مشارکتکنندگان این تجمعات اشاره کرد؛ از جمله توصیف افراد دارای فاصله از هنجارهای مرسوم دینداری بهعنوان «اسیران جنگ فرهنگی» یا «حاشیهنشینان معنویت». به گفته او، این تعبیرها میتوانند بهجای طرد افراد، زمینهای برای فهم وضعیت آنان و فراهمکردن امکان بازگشت و رشد معنویشان ایجاد کنند.
در بخش پایانی نشست، حجتالاسلام والمسلمین دکتر مصطفی رضایی، دبیر علمی نشست و استاد حوزه و دانشگاه، با جمعبندی مباحث مطرحشده، به جایگاه اراده مردم در شکلگیری تمدن و ارتباط آن با مباحث مهدویت اشاره کرد.
وی با تأکید بر اهمیت اراده مردم در کنار اراده الهی و اراده امام، مسئله چگونگی حفظ اختیار افراد و فراهمکردن زمینه رشد معنوی و جمعی آنان را از موضوعات نیازمند بررسی تخصصی دانست.
نسبت کرامت انسانی با حفظ ساختارهای دینی؛ مسئلهای نیازمند الگوی مواجهه
همچنین حجتالاسلام محمدحسین علیجانزاده روشن، دبیر علمی همایش «امتداد اجتماعی عرفان»، با اشاره به نسبت میان کرامت انسانی و حفظ ساختارهای دینی، این پرسش را مطرح کرد که چگونه میتوان میان تأکید آیتالله خامنهای بر کرامت انسان و ضرورت صیانت از ساختارها و الزامات دینی، از جمله قوانین مربوط به حجاب، جمع کرد.
وی خاطرنشان کرد: این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که در اندیشه دینی و الگوی مردمسالاری دینی، هم بر نقش و اراده مردم تأکید میشود و هم حفظ ارزشها و ساختارهای دینی مورد توجه قرار میگیرد. از این منظر، پرسش اصلی آن است که اراده و کنشگری مردم در شکلگیری تمدن دینی چه جایگاهی دارد و این کنشگری در نسبت با الزامات و ساختارهای دینی چگونه باید فهم شود.
شاکرنژاد در پاسخ، به وضعیت افرادی اشاره کرد که ممکن است در ظاهر یا برخی رفتارهای خود با هنجارهای رایج دینی فاصله داشته باشند، اما در موقعیتهای اجتماعی حضور پیدا میکنند و در کنشهای جمعی مشارکت دارند.
وی گفت: نمیتوان صرفاً بر اساس ظاهر افراد یا میزان انطباق رفتارهای آنان با معیارهای متعارف، درباره انگیزهها، ظرفیتهای معنوی و نسبتشان با آینده جامعه داوری کرد. این افراد ممکن است در عین فاصلهگرفتن از برخی صورتهای متعارف دینداری، در بزنگاههای اجتماعی احساس مسئولیت کنند و در عرصه عمومی حضور داشته باشند؛ ازاینرو، شناخت این وضعیت به بررسی دقیقتر زمینهها و انگیزههای کنش آنان نیاز دارد.
شاکرنژاد تأکید کرد: توجه به اراده و کنشگری افراد به معنای تأیید همه رفتارهای آنان نیست. مسئله این است که چگونه میتوان بدون نادیدهگرفتن ارزشها و ساختارهای دینی، ظرفیتهای اجتماعی و معنوی این افراد را نیز شناخت و درباره نحوه مواجهه با آنان تصمیم گرفت.
وی افزود: برای این منظور باید معیارها و الگوهایی روشن وجود داشته باشد تا بتوان میان کنشهای سازنده و رفتارهای آسیبزا تمایز گذاشت؛ در غیر این صورت، داوریها ممکن است بر برداشتهای شخصی و قضاوتهای شتابزده استوار شود.
این استاد دانشگاه با اشاره به دشواری این مسئله تصریح کرد که برای چگونگی مواجهه با چنین وضعیتی، راهکار نهایی و روشنی در اختیار ندارد و موضوع به پژوهش بیشتری نیازمند است.
وی اظهار داشت: نمیتوان همه افراد را صرفاً به دلیل تفاوت در ظاهر یا برخی رفتارها از دایره توجه و گفتوگو خارج کرد؛ همانطور که نمیتوان هر نوع کنش و رفتاری را بدون ارزیابی، پذیرفت. در این میان، باید امکان نقد و گفتوگو نیز حفظ شود، اما نقدها لازم است با شناخت کافی از موضوع و در چارچوبی تخصصی مطرح شوند.
شاکرنژاد در تبیین این وضعیت، از تعبیرهایی مانند «اسیران جنگ فرهنگی» و «حاشیهنشینان معنویت» برای اشاره به بخشی از این افراد استفاده کرد و بر ضرورت شناخت وضعیت آنان بهجای کنارگذاشتن شتابزدهشان تأکید داشت.
مسئله محوری در پاسخ او این بود که چگونه میتوان ضمن پاسداشت ارزشها و ساختارهای دینی، زمینه رشد معنوی و مشارکت اجتماعی افرادی را فراهم کرد که نسبتشان با صورتهای متعارف دینداری پیچیده یا متفاوت است؟ وی پاسخ قطعی به این پرسش ارائه نکرد، اما آن را مسئلهای دانست که برای رسیدن به الگویی قابل اتکا در مواجهه با این گروه، به بررسی و پژوهش بیشتر نیاز دارد.










نظر شما